مدح و شهادت سید مقاومت شهید سید حسن نصرالله
خبر آورده داغی تازه را؛ داغ برادر را خبر اینک شهادت میدهد اندوه خواهر را خبر پرواز ققنوس است از میدان خاکستر خبر سوزانده از هرمش دل سرور و صنوبر را بخوان والفتح را سید! دم نصر من الله است که فتح تو به پرواز است؛ بگشا تا خدا پر را بخوان آیه به آیه، آب و آئینه بخوان باران بخوان والعصر و نصر و مؤمنون و شمس و کوثر را زمستان گرچه طولانی شده اما بهار فتح به آخـر میرسـاند این نبـرد نابرابر را دوباره باغبان پیوند خواهد داد با عشقش نهال نـورسی را با نهـال سبز دیگر را افق را ابرهایی سخت و بارانزا قرق کرده که قطره قطره احیا میکند نخلی تناور را به پرواز قناریها قـسم در آسمان قدس به اشک شوق میبیـنیم لبخند کبوتر را به قطره قطره اشکِ خون؛ به باران عزای تو که بزم سیل خواهد برد بنیان ستمگر را شکست نور و آئینه دوباره زنده میسازد ز نصرالله و ابراهیم؛ قاسمهای دیگر را رسیده وعدۀ صادق به خونخواهیات ای سید و ایران میزند یک بار دیگر حرف آخر را بزودی پرچـم نـصر من الله از بلندیها به گوشت میرساند شوکـت اللهُ اکبر را بلندا نامت ای سید که لبنان از شکوه تو به نامت باز میسازد سپاهی حیرت آور را سپاهی از ستاره میرسد همراه با خورشید در آن روزی که عالم میزند فریاد؛ حیدر را |